die Geschlechtsgenossin
همجنس زن، همجنسیت زن
Bedeutungen
1
زنی که از نظر جنسی با زن دیگری همسان است؛ به طور کلی به معنای زن بودن مشترک.
- Sie fühlte sich ihrer Geschlechtsgenossin sofort verbunden.او بلافاصله با همجنس خود احساس نزدیکی کرد.
- Die Unterstützung unter den Geschlechtsgenossinnen war groß.حمایت در میان همجنسان زن زیاد بود.
- Er sprach respektvoll über seine Geschlechtsgenossin.او با احترام در مورد همجنس خود صحبت کرد.