das Geschmäckle
بوی ناخوشایند، شائبه، شبهه
Bedeutungen
1
یک بوی ناخوشایند یا طعم نامطبوع، اغلب به صورت مجازی برای توصیف یک وضعیت مشکوک یا نامطلوب.
- Bei der Verhandlung gab es ein gewisses Geschmäckle.در مذاکرات، یک شائبه خاصی وجود داشت.
- Das Angebot hatte ein seltsames Geschmäckle, also lehnte er ab.پیشنهاد بوی ناخوشایندی داشت، بنابراین او آن را رد کرد.
- Manche Leute vermuten ein Geschmäckle bei der Vergabe des Auftrags.برخی افراد به واگذاری قرارداد شبهه دارند.