die Geschwulst

Aussprache: /ɡəˈʃvʊlst/
Worttrennung: Ge·schwulst
اسم

تومور، ورم، برآمدگی بافت

Bedeutungen

1

رشد غیرطبیعی و توده‌ای از سلول‌ها در بدن که می‌تواند خوش‌خیم (غیر سرطانی) یا بدخیم (سرطانی) باشد. همچنین به معنی ورم یا برآمدگی ناشی از تجمع مایعات یا التهاب نیز به کار می‌رود.

  • Der Arzt entdeckte eine kleine Geschwulst bei der Untersuchung.پزشک در معاینه یک تومور کوچک را کشف کرد.
  • Die Geschwulst musste operativ entfernt werden.تومور باید از طریق جراحی برداشته می‌شد.
  • Manchmal sind Schwellungen nur eine harmlose Geschwulst.گاهی اوقات تورم‌ها فقط یک ورم بی‌ضرر هستند.