die Geschwulst
تومور، ورم، برآمدگی بافت
Bedeutungen
1
رشد غیرطبیعی و تودهای از سلولها در بدن که میتواند خوشخیم (غیر سرطانی) یا بدخیم (سرطانی) باشد. همچنین به معنی ورم یا برآمدگی ناشی از تجمع مایعات یا التهاب نیز به کار میرود.
- Der Arzt entdeckte eine kleine Geschwulst bei der Untersuchung.پزشک در معاینه یک تومور کوچک را کشف کرد.
- Die Geschwulst musste operativ entfernt werden.تومور باید از طریق جراحی برداشته میشد.
- Manchmal sind Schwellungen nur eine harmlose Geschwulst.گاهی اوقات تورمها فقط یک ورم بیضرر هستند.