der Gesinnungsgenosse

Aussprache: /ɡəˈzɪnʊŋsɡəˌnɔsə/
Worttrennung: Ge·sin·nungs·ge·nos·se
اسم

هم‌فکر، هم‌عقیده

Bedeutungen

1

فردی که عقاید، باورها یا دیدگاه‌های مشابهی با فرد دیگری دارد، به ویژه در زمینه‌های سیاسی یا ایدئولوژیک.

  • Er traf sich mit seinen Gesinnungsgenossen, um die Strategie zu besprechen.او با هم‌فکرانش ملاقات کرد تا استراتژی را مورد بحث قرار دهند.
  • Als Gesinnungsgenosse unterstützte er die Kampagne.او به عنوان یک هم‌فکر، از این کمپین حمایت کرد.
  • Die Gruppe bestand aus vielen Gesinnungsgenossen.این گروه متشکل از بسیاری از هم‌فکران بود.