der Gesinnungsgenosse
همفکر، همعقیده
Bedeutungen
1
فردی که عقاید، باورها یا دیدگاههای مشابهی با فرد دیگری دارد، به ویژه در زمینههای سیاسی یا ایدئولوژیک.
- Er traf sich mit seinen Gesinnungsgenossen, um die Strategie zu besprechen.او با همفکرانش ملاقات کرد تا استراتژی را مورد بحث قرار دهند.
- Als Gesinnungsgenosse unterstützte er die Kampagne.او به عنوان یک همفکر، از این کمپین حمایت کرد.
- Die Gruppe bestand aus vielen Gesinnungsgenossen.این گروه متشکل از بسیاری از همفکران بود.