das Gestänge
میلهبندی، سازه میلهای، اهرمبندی
Bedeutungen
1
مجموعهای از میلهها، تیرها یا اهرمها که برای ایجاد یک ساختار، انتقال نیرو یا پشتیبانی به کار میروند.
- Das Gestänge der Brücke musste repariert werden.سازه میلهای پل نیاز به تعمیر داشت.
- Die Mechanik des alten Geräts bestand aus vielen Zahnrädern und Gestängen.مکانیسم دستگاه قدیمی از چرخدندهها و اهرمبندیهای زیادی تشکیل شده بود.
- Ein komplexes Gestänge stützte das Dach des Pavillons.یک سازه میلهای پیچیده سقف غرفه را پشتیبانی میکرد.