die Gesundheit
سلامتی، تندرستی
Beispiele
- Ich gebe meiner ''Gesundheit'' den Vorrang.من سلامتی خودم را در اولویت قرار میدهم.
- Das schadet deiner ''Gesundheit!این به سلامتی تو آسیب میرساند!
- Er sollte mehr für seine ''Gesundheit'' tun.او باید بیشتر برای سلامتیاش کاری انجام دهد.
- Seine ''Gesundheit'' lässt sehr zu wünschen übrig.سلامتی او به شدت جای گله دارد / تعریف چندانی ندارد.