das Gewürzbrot
نان ادویهدار
Bedeutungen
1
نوعی نان یا کیک که با ادویههای مختلف مانند دارچین، میخک و زنجبیل طعمدار شده است.
- Zum Kaffee gab es ein Stück leckeres Gewürzbrot.برای قهوه، تکهای نان ادویهدار خوشمزه سرو شد.
- Das Gewürzbrot duftete herrlich nach Weihnachten.نان ادویهدار عطر دلانگیزی از کریسمس میداد.
- Sie backte ein traditionelles Gewürzbrot nach altem Rezept.او یک نان ادویهدار سنتی طبق دستور پخت قدیمی پخت.