das Gewürz
ادویه، چاشنی
Bedeutungen
1
مادهای گیاهی که برای طعم دادن، رنگ دادن یا نگهداری غذا استفاده میشود، مانند فلفل، دارچین یا زردچوبه.
- Dieses Gericht braucht mehr Gewürz.این غذا به ادویه بیشتری نیاز دارد.
- Sie kaufte eine Auswahl an exotischen Gewürzen.او مجموعهای از ادویههای عجیب و غریب را خرید.
- Das Gewürz verleiht dem Essen eine besondere Note.این ادویه طعم خاصی به غذا میدهد.
2
به صورت مجازی برای توصیف چیزی که به یک موقعیت، بحث یا فعالیت، جذابیت، هیجان یا تندی میبخشد.
- Seine Witze gaben der Veranstaltung das nötige Gewürz.شوخیهای او به این رویداد، جذابیت لازم را بخشید.
- Sie fügte der Diskussion ein wenig Würze hinzu.او کمی هیجان به بحث افزود.
- Das unerwartete Ergebnis gab dem Spiel ein besonderes Gewürz.نتیجه غیرمنتظره، به بازی هیجان ویژهای بخشید.