der Gewaltausbruch
فوران خشونت، طغیان خشونت
Bedeutungen
1
یک رویداد ناگهانی و شدید که در آن خشونت به طور گسترده رخ میدهد.
- Die Polizei musste eingreifen, um einen Gewaltausbruch zu verhindern.پلیس مجبور شد برای جلوگیری از فوران خشونت مداخله کند.
- Der Bericht beschreibt den plötzlichen Gewaltausbruch während der Demonstration.این گزارش فوران ناگهانی خشونت در جریان تظاهرات را توصیف میکند.
- Ein kleiner Streit eskalierte schnell zu einem Gewaltausbruch.یک مشاجره کوچک به سرعت به فوران خشونت کشید.