der Gewaltmarsch
راهپیمایی طاقتفرسا، پیادهروی اجباری
Bedeutungen
1
یک پیادهروی طولانی و بسیار سخت، اغلب تحت شرایط دشوار یا با عجله زیاد.
- Die Soldaten mussten einen Gewaltmarsch durch unwegsames Gelände absolvieren.سربازان مجبور بودند یک راهپیمایی طاقتفرسا را در زمینهای ناهموار انجام دهند.
- Nach dem langen Gewaltmarsch waren alle erschöpft.پس از راهپیمایی طولانی و طاقتفرسا، همه خسته بودند.
- Der Wanderer unterschätzte die Distanz und musste einen unerwarteten Gewaltmarsch antreten.کوهنورد مسافت را دست کم گرفت و مجبور شد یک پیادهروی طاقتفرسای غیرمنتظره را آغاز کند.