der Gewissensbiss
عذاب وجدان، پشیمانی
Beispiele
- Sie konnten sich ihrer ''Gewissensbisse'' nicht auf Dauer erwehren.آنها نمیتوانستند برای همیشه از عذاب وجدان خود فرار کنند.
- Sie zeigten keinerlei Anzeichen von ''Gewissensbissen.آنها هیچ نشانهای از عذاب وجدان نشان ندادند.
- Er hatte ''Gewissensbisse'' wegen Niko.او به خاطر نیکو عذاب وجدان داشت.