die Gewissenspein
عذاب وجدان شدید، عذاب وجدان
Bedeutungen
1
احساس عمیق گناه، پشیمانی و ناراحتی روحی ناشی از انجام کاری اشتباه یا خلاف وجدان.
- Nachdem er die Wahrheit erfahren hatte, plagte ihn ein starker Gewissenspein.پس از اینکه حقیقت را فهمید، عذاب وجدان شدیدی او را آزار داد.
- Sie litt unter Gewissenspein, weil sie ihre Freundin belogen hatte.او به دلیل دروغ گفتن به دوستش از عذاب وجدان رنج میبرد.
- Der Gewissenspein über seine Tat ließ ihn nicht mehr schlafen.عذاب وجدان ناشی از عملش دیگر به او اجازه خوابیدن نمیداد.