die Gewissheit
یقین، قطعیت، اطمینان
Bedeutungen
1
حالت اطمینان کامل و بدون شک به درستی یا واقعیت چیزی؛ قطعیت.
- Er sprach mit großer Gewissheit über seine Pläne.او با اطمینان زیادی در مورد برنامههایش صحبت کرد.
- Die Polizei hat die Gewissheit, dass der Verdächtige schuldig ist.پلیس اطمینان دارد که مظنون گناهکار است.
- Leider fehlt uns noch die Gewissheit über den genauen Unfallhergang.متأسفانه ما هنوز قطعیت در مورد چگونگی دقیق وقوع تصادف نداریم.