die Gewissheit

Aussprache: /ˈɡəvɪshaɪ̯t/
Worttrennung: Ge·wiss·heit
اسم

یقین، قطعیت، اطمینان

Bedeutungen

1

حالت اطمینان کامل و بدون شک به درستی یا واقعیت چیزی؛ قطعیت.

  • Er sprach mit großer Gewissheit über seine Pläne.او با اطمینان زیادی در مورد برنامه‌هایش صحبت کرد.
  • Die Polizei hat die Gewissheit, dass der Verdächtige schuldig ist.پلیس اطمینان دارد که مظنون گناهکار است.
  • Leider fehlt uns noch die Gewissheit über den genauen Unfallhergang.متأسفانه ما هنوز قطعیت در مورد چگونگی دقیق وقوع تصادف نداریم.