das Gezänk

Aussprache: /ɡəˈt͡sɛŋk/
Worttrennung: Ge·zänk
اسم

نزاع، جر و بحث، کشمکش (مداوم)

Bedeutungen

1

بحث‌ها و درگیری‌های مداوم، اغلب بر سر مسائل جزئی و بی‌اهمیت؛ مشاجره یا نزاع پیوسته.

  • Das ständige Gezänk zwischen den Geschwistern nervte die Eltern.جر و بحث مداوم بین خواهر و برادرها والدین را کلافه کرده بود.
  • Wegen des Gezänks um die Erbschaft zerstritten sich die Familienmitglieder.به خاطر کشمکش بر سر ارث، اعضای خانواده با هم اختلاف پیدا کردند.
  • Sie versuchten, das Gezänk zu beenden und eine friedliche Lösung zu finden.آنها سعی کردند نزاع را پایان دهند و راه حلی مسالمت آمیز بیابند.