das Gezänk
نزاع، جر و بحث، کشمکش (مداوم)
Bedeutungen
1
بحثها و درگیریهای مداوم، اغلب بر سر مسائل جزئی و بیاهمیت؛ مشاجره یا نزاع پیوسته.
- Das ständige Gezänk zwischen den Geschwistern nervte die Eltern.جر و بحث مداوم بین خواهر و برادرها والدین را کلافه کرده بود.
- Wegen des Gezänks um die Erbschaft zerstritten sich die Familienmitglieder.به خاطر کشمکش بر سر ارث، اعضای خانواده با هم اختلاف پیدا کردند.
- Sie versuchten, das Gezänk zu beenden und eine friedliche Lösung zu finden.آنها سعی کردند نزاع را پایان دهند و راه حلی مسالمت آمیز بیابند.