der Gibhart

Aussprache: /ˈɡiːpˈhaʁt/
Wortzerlegung: Gib·hart
اسم

گیبهارت (نام خانوادگی آلمانی)

Beispiele

  • Frau ''Gibhart'' ist ein Genie im Verkauf.خانم گیبهارت در فروش نابغه است.
  • Herr ''Gibhart'' wollte uns kein Interview geben.آقای گیبهارت حاضر نشد به ما مصاحبه کند.
  • Die ''Gibharts'' fliegen heute nach La Paz.گیبهارت‌ها امروز به لاپاز پرواز می‌کنند.
  • Der ''Gibhart'' trägt nie die Schals, die die ''Gibhart'' ihm strickt.آقای گیبهارت هرگز شال‌هایی را که خانم گیبهارت برایش می‌بافد، نمی‌پوشد.