der Giftanschlag

Aussprache: /ɡɪftˈʔanʃlaːk/
Worttrennung: Gift·an·schlag
اسم

سوءقصد با سم، مسمومیت عمدی

Bedeutungen

1

عملی که در آن فردی با استفاده از سم یا مواد سمی تلاش می‌کند فرد دیگری را به قتل برساند یا به شدت مجروح کند.

  • Die Polizei untersucht einen möglichen Giftanschlag auf den Politiker.پلیس در حال بررسی یک سوءقصد احتمالی با سم علیه آن سیاستمدار است.
  • Es war ein heimtückischer Giftanschlag, der nur knapp überlebt wurde.این یک سوءقصد با سم ناجوانمردانه بود که به سختی از آن جان سالم به در بردند.
  • Der Giftanschlag schlug fehl, und das Opfer erholte sich schnell.سوءقصد با سم ناموفق بود و قربانی به سرعت بهبود یافت.