das Glas

Aussprache: /ɡlaːs/
Worttrennung: Glas
اسم

شیشه، لیوان، جام

Bedeutungen

1

ماده شیشه‌ای شفاف و شکننده که معمولاً برای ساخت ظروف، پنجره‌ها و غیره استفاده می‌شود.

  • Das Fenster ist aus Glas.پنجره از شیشه ساخته شده است.
  • Sie trank das Wasser aus einem Glas.او آب را از یک لیوان نوشید.
  • Vorsicht, das Glas ist zerbrochen!مراقب باش، شیشه شکسته است!
2

ظرف شیشه‌ای که برای نوشیدن مایعات استفاده می‌شود؛ لیوان یا جام.

  • Bitte gib mir noch ein Glas Wasser.لطفاً یک لیوان آب دیگر به من بده.
  • Er hob sein Glas zum Toast.او لیوانش را برای نوشیدن سلامتی بالا برد.
  • Das Weinglas ist sehr filigran.جام شراب بسیار ظریف است.