die Glättung

Aussprache: /ˈɡlɛtʊŋ/
Worttrennung: Glät·tung
اسم

صاف کردن، هموارسازی، رفع ناهمواری‌ها، آرام کردن (وضعیت)

Bedeutungen

1

فرایند یا عمل صاف کردن، هموار کردن یا از بین بردن ناهمواری‌ها یا چین و چروک‌ها از یک سطح.

  • Die Glättung der Haare mit einem Glätteisen dauert nur wenige Minuten.صاف کردن موها با اتوی مو فقط چند دقیقه طول می‌کشد.
  • Die Glättung der Haut ist ein wichtiger Schritt in der Gesichtspflege.صاف کردن پوست یک مرحله مهم در مراقبت از صورت است.
  • Wir brauchen eine Glättung des Bodens, bevor wir den Teppich verlegen.ما قبل از پهن کردن فرش به صاف کردن کف نیاز داریم.
2

آرام کردن یا تعدیل کردن یک وضعیت، روند یا احساسات؛ کاهش تنش یا ناآرامی.

  • Die Glättung der politischen Lage war ein Erfolg der Diplomatie.آرام کردن وضعیت سیاسی، موفقیتی برای دیپلماسی بود.
  • Nach dem Streit sorgte ein ruhiges Gespräch für die Glättung der Gemüter.پس از مشاجره، یک گفتگوی آرام باعث آرام شدن احساسات شد.
  • Die Zentralbank versucht eine Glättung der wirtschaftlichen Schwankungen.بانک مرکزی تلاش می‌کند نوسانات اقتصادی را تعدیل کند.
3

در آمار و ریاضیات، فرایندی برای کاهش نویز یا نوسانات در داده‌ها برای نشان دادن روند اصلی.

  • Die Glättung der Zeitreihendaten hilft, den zugrunde liegenden Trend zu erkennen.هموارسازی داده‌های سری زمانی به تشخیص روند اصلی کمک می‌کند.
  • Verschiedene Methoden der Glättung können auf die Messwerte angewendet werden.روش‌های مختلف هموارسازی را می‌توان بر روی مقادیر اندازه‌گیری شده اعمال کرد.
  • Diese Glättung macht die Kurve weniger zackig und leichter interpretierbar.این هموارسازی منحنی را کمتر دندانه‌دار و قابل تفسیرتر می‌کند.