das Glöckchen

Aussprache: /ˈɡlœkçən/
Worttrennung: Glöck·chen
اسم

زنگوله کوچک، جرس کوچک

Bedeutungen

1

یک زنگوله کوچک که صدای زنگ ملایمی تولید می‌کند.

  • Das Glöckchen am Hals der Katze klingelte leise.زنگوله کوچک روی گردن گربه به آرامی به صدا درآمد.
  • Sie hörte das ferne Läuten eines Glöckchens.او صدای زنگ دوردست یک زنگوله کوچک را شنید.
  • Das Kind spielte mit einem Spielzeug, das ein kleines Glöckchen hatte.کودک با اسباب‌بازی‌ای بازی می‌کرد که یک زنگوله کوچک داشت.