das Glöckchengebimmel
صدای زنگولههای کوچک
Bedeutungen
1
صدای مکرر و دلنشین زنگولههای کوچک، اغلب در فصل کریسمس یا هنگام حرکت.
- Das Glöckchengebimmel des Weihnachtsmanns war zu hören.صدای زنگولههای کوچک بابانوئل شنیده میشد.
- Wir liebten das Glöckchengebimmel der Pferde im Winter.ما صدای زنگولههای کوچک اسبها را در زمستان دوست داشتیم.
- Beim Öffnen der Tür hörte man ein leises Glöckchengebimmel.هنگام باز کردن در، صدای خفیف زنگولههای کوچک شنیده شد.