das Glück
خوشبختی، شانس
Bedeutungen
1
حالت یا احساس خوشبختی، رضایت و سعادت؛ کامیابی.
- Ich wünsche dir viel Glück für deine Prüfung!برای امتحانات برایت آرزوی موفقیت (شانس) زیادی دارم!
- Das Glück der Familie steht für ihn an erster Stelle.خوشبختی خانواده برای او در اولویت اول قرار دارد.
- Sie fand ihr Glück in der Musik.او خوشبختی خود را در موسیقی یافت.
2
شانس، اتفاق خوب و غیرمنتظره؛ اقبال.
- Was für ein Glück, dass wir den Zug noch erreicht haben!چه شانسی که هنوز به قطار رسیدیم!
- Er hatte das Glück, zur richtigen Zeit am richtigen Ort zu sein.او این شانس را داشت که در زمان مناسب در مکان مناسب باشد.
- Mit etwas Glück können wir das Projekt bis Freitag abschließen.با کمی شانس میتوانیم پروژه را تا جمعه به پایان برسانیم.