das Glück

Aussprache: /ɡlʏk/
Worttrennung: Glück
اسم

خوشبختی، شانس

Bedeutungen

1

حالت یا احساس خوشبختی، رضایت و سعادت؛ کامیابی.

  • Ich wünsche dir viel Glück für deine Prüfung!برای امتحان‌ات برایت آرزوی موفقیت (شانس) زیادی دارم!
  • Das Glück der Familie steht für ihn an erster Stelle.خوشبختی خانواده برای او در اولویت اول قرار دارد.
  • Sie fand ihr Glück in der Musik.او خوشبختی خود را در موسیقی یافت.
2

شانس، اتفاق خوب و غیرمنتظره؛ اقبال.

  • Was für ein Glück, dass wir den Zug noch erreicht haben!چه شانسی که هنوز به قطار رسیدیم!
  • Er hatte das Glück, zur richtigen Zeit am richtigen Ort zu sein.او این شانس را داشت که در زمان مناسب در مکان مناسب باشد.
  • Mit etwas Glück können wir das Projekt bis Freitag abschließen.با کمی شانس می‌توانیم پروژه را تا جمعه به پایان برسانیم.