der Glücksfall

Aussprache: /ˈɡlʏksfal/
Worttrennung: Glücks·fall
اسم

شانس، بخت و اقبال، اتفاق خوشایند

Bedeutungen

1

یک اتفاق بسیار خوب و خوشایند که از روی شانس و اقبال رخ می‌دهد و معمولاً غیرمنتظره است.

  • Dass wir uns hier treffen, ist ein reiner Glücksfall.اینکه ما اینجا همدیگر را ملاقات می‌کنیم، صرفاً یک اتفاق خوشایند است.
  • Die schnelle Genesung des Patienten war ein Glücksfall.بهبود سریع بیمار یک اتفاق خوشایند بود.
  • Es war ein Glücksfall, dass das Flugzeug pünktlich startete.اینکه هواپیما به موقع پرواز کرد، یک اتفاق خوشایند بود.