das Glücksgefühl

Aussprache: /ˈɡlʏksɡəˌfyːl/
Worttrennung: Glücks·ge·fühl
اسم

احساس خوشبختی، احساس سعادت

Bedeutungen

1

احساس عمیق شادی، رضایت و خوشبختی که فرد در نتیجه یک تجربه مثبت یا دستیابی به هدفی خاص تجربه می‌کند.

  • Nach dem Erfolg des Projekts überkam sie ein starkes Glücksgefühl.پس از موفقیت پروژه، احساس خوشبختی شدیدی بر او غلبه کرد.
  • Das Glücksgefühl, seine Familie wiederzusehen, war unbeschreiblich.احساس سعادتی که از دیدن دوباره خانواده‌اش داشت، وصف‌ناپذیر بود.
  • Ein tiefes Glücksgefühl erfüllte ihn, als er die Prüfung bestand.هنگامی که در امتحان قبول شد، احساس خوشبختی عمیقی وجودش را فرا گرفت.