das Glückskind

Aussprache: /ˈɡlʏksˌkɪnt/
Worttrennung: Glücks·kind
اسم

بچه خوش‌شانس / آدم خوش‌اقبال

Bedeutungen

1

شخصی که به طور مداوم از شانس و اقبال خوب بهره‌مند است و اتفاقات مثبت به راحتی برایش رخ می‌دهند.

  • Er hat schon wieder im Lotto gewonnen, dieses Glückskind!او دوباره در لاتاری برنده شد، این بچه خوش‌شانس!
  • Sie ist ein echtes Glückskind, ihr gelingt einfach alles.او واقعاً خوش‌اقبال است، همه چیز به سادگی برایش موفقیت‌آمیز است.
  • Manche Leute scheinen vom Schicksal als Glückskind auserwählt zu sein.به نظر می‌رسد برخی افراد توسط سرنوشت به عنوان خوش‌اقبال انتخاب شده‌اند.