das Glückskind
بچه خوششانس / آدم خوشاقبال
Bedeutungen
1
شخصی که به طور مداوم از شانس و اقبال خوب بهرهمند است و اتفاقات مثبت به راحتی برایش رخ میدهند.
- Er hat schon wieder im Lotto gewonnen, dieses Glückskind!او دوباره در لاتاری برنده شد، این بچه خوششانس!
- Sie ist ein echtes Glückskind, ihr gelingt einfach alles.او واقعاً خوشاقبال است، همه چیز به سادگی برایش موفقیتآمیز است.
- Manche Leute scheinen vom Schicksal als Glückskind auserwählt zu sein.به نظر میرسد برخی افراد توسط سرنوشت به عنوان خوشاقبال انتخاب شدهاند.