der Glückspilz

Aussprache: /ˈɡlʏksˌpɪlt͡s/
Worttrennung: Glücks·pilz
اسم

خوش‌شانس، آدم بخت‌برگشته نه بلکه بسیار خوش‌اقبال

Bedeutungen

1

شخصی که به طور مداوم و قابل توجهی خوش‌شانس است و اغلب در موقعیت‌های مطلوب قرار می‌گیرد یا از رویدادهای مثبت بهره‌مند می‌شود.

  • Er hat schon wieder im Lotto gewonnen, was für ein Glückspilz!او دوباره در لاتاری برنده شد، چه آدم خوش‌شانسی!
  • Sie fand die verlorene Brieftasche auf der Straße – ein echter Glückspilz.او کیف پول گمشده را در خیابان پیدا کرد – واقعاً خوش‌اقبال بود.
  • Mit diesem Glückspilz kann man sicher sein, dass alles gut geht.با این آدم خوش‌شانس، می‌توان مطمئن بود که همه چیز خوب پیش می‌رود.