die Glückssache

Aussprache: /ˈɡlʏksˌzaxə/
Worttrennung: Glücks·sa·che
اسم

شانس، بخت و اقبال

Bedeutungen

1

موقعیتی که نتیجه آن به طور کامل به شانس یا تصادف بستگی دارد و کنترل کمی بر آن وجود دارد.

  • Ob wir einen Parkplatz finden, ist reine Glückssache.اینکه آیا جای پارک پیدا می‌کنیم یا نه، کاملاً شانسی است.
  • Der Gewinn im Lotto ist natürlich eine reine Glückssache.برنده شدن در لاتاری البته کاملاً شانسی است.
  • Man kann viel lernen, aber manchmal ist der Erfolg auch eine Glückssache.می‌توان چیزهای زیادی یاد گرفت، اما گاهی موفقیت نیز شانسی است.