die Glückssträhne

Aussprache: /ˈɡlʏksˌʃtʁɛːnə/
Worttrennung: Glückss·träh·ne
اسم

دوره خوش‌شانسی، بخت بلند

Bedeutungen

1

دوره‌ای از زمان که در آن فرد به طور مداوم خوش‌شانس است و اتفاقات خوب برایش رخ می‌دهد.

  • Nach vielen Misserfolgen hatte er endlich eine Glückssträhne.پس از ناکامی‌های بسیار، او سرانجام دوره‌ای از خوش‌شانسی را تجربه کرد.
  • Seit sie den neuen Job hat, scheint sie eine echte Glückssträhne zu haben.از زمانی که او شغل جدیدی پیدا کرده است، به نظر می‌رسد که واقعاً بخت بلندی دارد.
  • Die Mannschaft ist in einer unglaublichen Glückssträhne und hat jedes Spiel gewonnen.این تیم در یک دوره خوش‌شانسی باورنکردنی است و هر بازی را برده است.