der Glückstreffer
ضربه شانسی، موفقیت تصادفی
Bedeutungen
1
موفقیتی که به طور کاملاً تصادفی و بدون تلاش یا برنامهریزی قبلی به دست میآید؛ یک اتفاق خوششانس.
- Sein erster Roman war ein unerwarteter Glückstreffer.اولین رمان او یک موفقیت شانسی غیرمنتظره بود.
- Der Gewinn im Lotto war ein reiner Glückstreffer.برنده شدن در لاتاری صرفاً یک اتفاق خوششانسی بود.
- Mit diesem Fund gelang dem Archäologen ein echter Glückstreffer.با این کشف، باستانشناس به یک موفقیت شانسی واقعی دست یافت.