der Glücksumstand
موقعیت خوششانس، اتفاق خوشایند، شانس خوب
Bedeutungen
1
یک وضعیت یا رویداد اتفاقی و مثبت که به نفع فردی تمام میشود و اغلب خارج از کنترل اوست.
- Es war ein reiner Glücksumstand, dass er den Zug noch erreichte.اینکه او هنوز به قطار رسید، صرفاً یک اتفاق خوششانس بود.
- Durch einen glücklichen Umstand fand sie die verlorene Brieftasche.او کیف پول گمشده را به واسطه یک اتفاق خوششانس پیدا کرد.
- Manchmal braucht man auch einen kleinen Glücksumstand, um erfolgreich zu sein.گاهی اوقات برای موفقیت به کمی شانس خوب هم نیاز است.