das Glasfigürchen
مجسمه کوچک شیشهای
Bedeutungen
1
یک مجسمه یا شکل کوچک ساخته شده از شیشه.
- Sie sammelt kleine Glasfigürchen aus verschiedenen Ländern.او مجسمههای کوچک شیشهای از کشورهای مختلف جمعآوری میکند.
- Das Glasfigürchen zerbrach, als es vom Regal fiel.مجسمه کوچک شیشهای وقتی از قفسه افتاد شکست.
- Auf dem Kaminsims stand ein zartes Glasfigürchen.یک مجسمه کوچک شیشهای ظریف روی طاقچه شومینه قرار داشت.