die Glashütte

Aussprache: /ˈɡlaːsˌhʏtə/
Worttrennung: Glas·hüt·te
اسم

کارخانه شیشه‌سازی، کوره شیشه‌گری

Bedeutungen

1

کارخانه یا مکانی که در آن شیشه تولید یا پردازش می‌شود؛ کوره شیشه‌گری.

  • Die Glashütte produziert feines Kristallglas.کارخانه شیشه‌سازی، شیشه کریستال مرغوب تولید می‌کند.
  • Wir besuchten eine historische Glashütte im Schwarzwald.ما از یک کارخانه شیشه‌سازی تاریخی در جنگل سیاه بازدید کردیم.
  • In dieser Glashütte kann man den Glasbläsern zusehen.در این کارخانه شیشه‌گری می‌توان به تماشای شیشه‌گران پرداخت.
2

نام شهری در ایالت زاکسن آلمان که به خاطر صنعت ساعت‌سازی‌اش معروف است.

  • Glashütte ist weltberühmt für seine Uhren.گلاز‌هوتِه به خاطر ساعت‌هایش در سراسر جهان مشهور است.
  • Viele Luxusuhrenmarken kommen aus Glashütte.بسیاری از برندهای ساعت لوکس از گلاز‌هوتِه می‌آیند.
  • Wir haben das Uhrenmuseum in Glashütte besucht.ما از موزه ساعت در گلاز‌هوتِه بازدید کردیم.