der Glaskörper
زجاجیه (چشم)، جسم شیشهای
Bedeutungen
1
ماده ژلاتینی شفافی که حفره پشت عدسی چشم را پر میکند و به حفظ شکل کره چشم کمک میکند.
- Der Glaskörper füllt den größten Teil des Augapfels aus.زجاجیه بخش عمدهای از کره چشم را پر میکند.
- Bei einer Netzhautablösung kann der Glaskörper eine Rolle spielen.در جداشدگی شبکیه، زجاجیه میتواند نقش داشته باشد.
- Der Arzt untersuchte den Glaskörper auf Anzeichen von Blutungen.پزشک زجاجیه را برای یافتن علائم خونریزی معاینه کرد.
2
به طور کلی، هر جسم شفاف و شیشهمانند.
- Der Glaskörper in der Lampe war zerbrochen.جسم شیشهای در لامپ شکسته بود.
- Ein Glaskörper kann als Dekorationsobjekt dienen.یک جسم شیشهای میتواند به عنوان شیء تزئینی عمل کند.
- Der Künstler verwendete einen Glaskörper für seine Skulptur.هنرمند از یک جسم شیشهای برای مجسمه خود استفاده کرد.