die Glasur
لعاب (سفال)، روکش (شیرینی)
Beispiele
- Beim ersten Brennvorgang wird der Tonbecher ohne ''Glasur'' gebrannt.در اولین مرحله پخت، لیوان سفالی بدون لعاب پخته میشود.
- Die Mutter kauft verschiedene Krapfen mit ''Glasur'' beim Bäcker.مادر انواع پیراشکیهای روکشدار (شکلاتی یا شکری) را از نانوایی میخرد.
- Beim Nappieren überzieht man eine Speise mit Soße oder ''Glasur.هنگام سس زدن، روی غذا را با سس یا روکش میپوشانند.