die Glaubenskrise

Aussprache: /ˈɡlaʊ̯bn̩sˌkriːzə/
Worttrennung: Glau·bens·kri·se
اسم

بحران ایمانی

Bedeutungen

1

دوره‌ای از شک عمیق و بحرانی در باورها و اعتقادات دینی یا معنوی یک فرد که می‌تواند منجر به بازنگری اساسی در ایمان شود.

  • Er durchlebte eine schwere Glaubenskrise nach dem Verlust seiner Frau.او پس از از دست دادن همسرش، بحران ایمانی شدیدی را تجربه کرد.
  • Die Glaubenskrise kann eine Zeit der persönlichen Entwicklung sein.بحران ایمانی می‌تواند دوره‌ای برای رشد شخصی باشد.
  • Viele Menschen geraten in eine Glaubenskrise, wenn sie mit Leid konfrontiert werden.بسیاری از مردم وقتی با رنج مواجه می‌شوند، دچار بحران ایمانی می‌گردند.