die Glaziologin
یخچالشناس (زن)
Bedeutungen
1
دانشمند زن که در زمینه یخچالشناسی (مطالعه یخچالهای طبیعی، یخها و فرآیندهای مرتبط با آنها) تخصص دارد.
- Die Glaziologin veröffentlichte neue Forschungsergebnisse über das Abschmelzen der Polkappen.یخچالشناس زن نتایج تحقیقات جدیدی درباره ذوب شدن کلاهکهای قطبی منتشر کرد.
- Als Glaziologin reiste sie oft in entlegene Gebiete, um Eisproben zu sammeln.او به عنوان یک یخچالشناس زن، اغلب برای جمعآوری نمونههای یخ به مناطق دورافتاده سفر میکرد.
- Die Glaziologin erklärte die Bedeutung von Gletschern für das Ökosystem.یخچالشناس زن اهمیت یخچالها را برای اکوسیستم توضیح داد.