der Gliederschmerz
درد اندام
Bedeutungen
1
دردی که در اندامهای بدن، مانند دستها و پاها احساس میشود.
- Nach dem langen Marsch hatte ich starke Gliederschmerzen.بعد از پیادهروی طولانی، درد شدیدی در اندامهایم احساس میکردم.
- Die Grippe verursachte Fieber und Gliederschmerzen.آنفولانزا باعث تب و درد اندام شد.
- Viele Sportler leiden unter Gliederschmerzen nach intensivem Training.بسیاری از ورزشکاران پس از تمرین شدید از درد اندام رنج میبرند.