der Globalisierungskritiker
منتقد جهانیشدن
Bedeutungen
1
شخصی که نسبت به پیامدها و جنبههای منفی جهانیشدن ابراز نگرانی یا مخالفت میکند.
- Der Globalisierungskritiker warnte vor den sozialen Ungleichheiten, die durch die Globalisierung entstehen.منتقد جهانیشدن نسبت به نابرابریهای اجتماعی ناشی از جهانیشدن هشدار داد.
- Die Demonstration zog sowohl Befürworter als auch Globalisierungskritiker an.این تظاهرات هم طرفداران و هم منتقدان جهانیشدن را به خود جلب کرد.
- Als Globalisierungskritiker fordert er eine stärkere Regulierung des Welthandels.او به عنوان یک منتقد جهانیشدن، خواستار مقررات شدیدتر برای تجارت جهانی است.