die Globetrotterin
زن جهانگرد
Bedeutungen
1
زنی که به طور مداوم و گسترده به کشورهای مختلف سفر میکند و دنیا را میگردد.
- Die Globetrotterin hat fast alle Kontinente bereist.زن جهانگرد تقریباً به تمام قارهها سفر کرده است.
- Sie träumt davon, eine berühmte Globetrotterin zu werden.او آرزو دارد که یک جهانگرد مشهور شود.
- Als Globetrotterin sammelte sie unzählige Erfahrungen.او به عنوان یک زن جهانگرد، تجربیات بیشماری جمعآوری کرد.