der Glockenschlag

Aussprache: /ˈɡlɔkn̩ˌʃlaːk/
Worttrennung: Glo·cken·schlag
اسم

صدای زنگ، ضربه زنگ

Bedeutungen

1

به صدای تولید شده توسط زنگ، به ویژه زنگ کلیسا یا ساعت، که در فواصل زمانی مشخص به صدا در می‌آید، اشاره دارد. همچنین می‌تواند به معنای خودِ عمل به صدا درآوردن زنگ باشد.

  • Der Glockenschlag um Mitternacht war sehr laut.صدای زنگ نیمه‌شب بسیار بلند بود.
  • Wir warteten auf den Glockenschlag, um zu wissen, wie spät es ist.ما منتظر ضربه زنگ بودیم تا بفهمیم چه ساعتی است.
  • Der regelmäßige Glockenschlag beruhigte die Menschen im Dorf.صدای منظم زنگ، مردم روستا را آرام می‌کرد.