das Glockenspiel
زنگوله، ساز زنگولهای، کارلیون (مجموعه زنگها)
Beispiele
- Frank spielt ein Lied auf dem ''Glockenspiel.فرانک آهنگی را با ساز زنگولهای مینوازد.
- Das ''Glockenspiel'' am Münchener Neuen Rathaus erklingt dreimal täglich.زنگوله ساعت در تالار شهر جدید مونیخ روزی سه بار به صدا در میآید.
- Während der Zug sich um das Rechteck bewegte, erklang vom Turm der nahen Kirche St. Marien ein ''Glockenspiel'' mit siebenhundertundzwanzig Variationen.در حالی که قطار در اطراف میدان حرکت میکرد، از برج کلیسای سنت ماری نزدیک، یک زنگوله با هفتصد و بیست تغییر به صدا در میآمد.