der Gmelin
گملین (نام خانوادگی آلمانی)
Beispiele
- Frau ''Gmelin'' ist ein Genie im Verkauf.خانم گملین در فروش نابغه است.
- Herr ''Gmelin'' wollte uns kein Interview geben.آقای گملین نمیخواست با ما مصاحبه کند.
- Die ''Gmelins'' fahren heute nach Erfurt.خانواده گملین امروز به ارفورت میروند.
- Der ''Gmelin'' trägt nie die Pullover, die die ''Gmelin'' ihm strickt.گملین هرگز پلیورهایی را که گملین برایش میبافد، نمیپوشد.