der Goldschatz

Aussprache: /ˈɡɔltˌʃats/
Worttrennung: Gold·schatz
اسم

گنجینه طلا، گنج طلا، عزیز دل

Bedeutungen

1

مجموعه‌ای ارزشمند از اشیاء یا سکه‌های طلا که به عنوان گنج پنهان شده یا کشف شده است.

  • Der Pirat versteckte seinen Goldschatz auf einer einsamen Insel.دزد دریایی گنج طلای خود را در جزیره‌ای دورافتاده پنهان کرد.
  • Bei Ausgrabungen wurde ein bedeutender Goldschatz aus dem Mittelalter gefunden.در طی حفاری‌ها، گنجینه طلای قابل توجهی از قرون وسطی کشف شد.
  • Sie betrachtete ihre Kinder als ihren größten Goldschatz.او فرزندانش را بزرگترین گنج زندگی خود می‌دانست.
2

به طور مجازی، فرد یا چیزی بسیار ارزشمند و دوست‌داشتنی.

  • Mein kleiner Sohn ist mein ganzer Goldschatz.پسر کوچکم تمام عزیز دل من است.
  • Diese alte Münzsammlung ist ein wahrer Goldschatz für jeden Numismatiker.این مجموعه سکه‌های قدیمی برای هر سکه‌شناس گنجی بی‌بدیل است.
  • Die Erinnerungen an unsere gemeinsame Zeit sind mein wertvollster Goldschatz.خاطرات زمان با هم بودنمان ارزشمندترین گنج من است.