das Goldstück
قطعه طلا، سکه طلا؛ (مجازی) انسان دوستداشتنی و ارزشمند، عزیز
Bedeutungen
1
قطعهای از فلز طلا، معمولاً به شکل سکه یا شمش، که ارزش مادی بالایی دارد.
- Der Schatz enthielt mehrere Goldstücke aus dem 18. Jahrhundert.گنج شامل چندین سکه طلا از قرن هجدهم بود.
- Er fand ein altes Goldstück in der Truhe seines Großvaters.او یک قطعه طلای قدیمی در صندوقچه پدربزرگش پیدا کرد.
- Das Goldstück wurde von einem Antiquitätenhändler gekauft.آن قطعه طلا توسط یک عتیقهفروش خریداری شد.
2
به صورت مجازی و استعاری، به فردی بسیار دوستداشتنی، مهربان، باارزش و عزیز گفته میشود.
- Deine kleine Schwester ist wirklich ein Goldstück!خواهر کوچکت واقعاً یک عزیز دل است!
- Er ist ein Goldstück, immer hilfsbereit und freundlich.او یک انسان دوستداشتنی است، همیشه یاریرسان و مهربان.
- Diese nette Nachbarin ist ein wahres Goldstück.این همسایه مهربان یک گوهر واقعی است.