der Goldsucher
طلاجو (کسی که به دنبال یافتن طلا میگردد)
Beispiele
- Die ''Goldsucher'' hatten Pech und fanden nur Rohdiamanten.طلاجویان بدشانس بودند و فقط الماس خام پیدا کردند.
- Der ''Goldsucher'' hatte Glück und fand viele Goldnuggets.طلاجو خوششانس بود و بسیاری از قطعات طلای خالص را پیدا کرد.
- Zuerst berührte sich dieses Gebiet nur, dann gab es nach Erweiterungen einen Sonderstatus für dieses Gebiet und die ''Goldsucher''.ابتدا این منطقه فقط لمس میشد، سپس پس از توسعهها، وضعیت ویژهای برای این منطقه و طلاجویان ایجاد شد.