اسم
جوی آب، ناودان (مجازی: حضیض، لجنزار)
جملات نمونه برای Gosse:
Die ''Gosse'' muss mal wieder gereinigt werden.
جوی آب باید دوباره تمیز شود.
„Sein Hunger war verschwunden, ebenso das noch vor wenigen Momenten recht dringliche Bedürfnis, eine ''Gosse'' oder einen Baum zu finden.“
«گرسنگی او از بین رفته بود، همچنین نیاز مبرم لحظات پیش برای یافتن یک جوی آب یا یک درخت.»