die Grämung

Aussprache: /ˈɡrɛːmʊŋ/
Worttrennung: Grä·mung
اسم

اندوه عمیق، غم و غصه، دلخوری

Bedeutungen

1

احساس غم و اندوه شدید، ناراحتی عمیق یا دلخوری که ممکن است ناشی از ناامیدی، شکست یا اتفاقات ناخوشایند باشد.

  • Nach dem Verlust seines Arbeitsplatzes litt er unter tiefer Grämung.پس از از دست دادن شغلش، او از اندوه عمیقی رنج می‌برد.
  • Ihre Grämung war spürbar, als sie von der Absage hörte.وقتی خبر رد شدن را شنید، دلخوری او قابل لمس بود.
  • Die ständige Grämung über die Vergangenheit hinderte ihn am Vorankommen.اندوه مداوم بر گذشته مانع پیشرفت او می‌شد.