die Grüblerin

Aussprache: /ˈɡryːblərɪn/
Worttrennung: Grüb·le·rin
اسم

زن متفکر/خیال‌پرداز

Bedeutungen

1

زنی که به طور مداوم و عمیق در افکار خود فرو رفته است، اغلب با حالتی از اندیشه یا نگرانی؛ متفکر یا خیال‌پرداز.

  • Sie saß am Fenster, eine nachdenkliche Grüblerin, und blickte in die Ferne.او کنار پنجره نشسته بود، زنی متفکر و غرق در افکارش، و به دوردست خیره شده بود.
  • Die Künstlerin war bekannt für ihre melancholischen Bilder, die die Seele einer Grüblerin widerspiegelten.این هنرمند به خاطر نقاشی‌های مالیخولیایی‌اش که روح یک زن خیال‌پرداز را منعکس می‌کرد، شهرت داشت.
  • Manchmal braucht man einfach Zeit für sich, um eine Grüblerin zu sein und die Gedanken schweifen zu lassen.گاهی اوقات فقط به زمانی برای خود نیاز دارید تا زنی متفکر باشید و اجازه دهید افکارتان آزادانه پرواز کنند.