das Gründungsmitglied

Aussprache: /ˈɡrʏndʊŋsˌmɪtɡliːt/
Worttrennung: Grün·dungs·mit·glied
اسم

عضو مؤسس

Bedeutungen

1

شخصی که در تأسیس و راه‌اندازی یک سازمان، انجمن، شرکت یا نهاد نقش اساسی داشته است.

  • Sie ist ein wichtiges Gründungsmitglied des Vereins.او یک عضو مؤسس مهم این انجمن است.
  • Als Gründungsmitglied hat er viele Ideen eingebracht.او به عنوان عضو مؤسس، ایده‌های زیادی را مطرح کرد.
  • Das Gründungsmitglied wurde für seine langjährige Treue geehrt.عضو مؤسس به خاطر وفاداری طولانی‌مدتش مورد تقدیر قرار گرفت.