das Grünland

Aussprache: /ˈɡʁyːnˌlant/
Worttrennung: Grün·land
اسم

چمنزار، مرتع، سرزمین سبز، مناطق کشاورزی

Bedeutungen

1

زمین‌هایی که عمدتاً با چمن یا گیاهان علفی پوشیده شده‌اند و اغلب برای کشاورزی یا چرای دام استفاده می‌شوند.

  • Das Grünland in dieser Region ist sehr fruchtbar.مرتع این منطقه بسیار حاصلخیز است.
  • Viele Tiere leben im Grünland und finden dort Nahrung.بسیاری از حیوانات در سرزمین‌های سبز زندگی می‌کنند و در آنجا غذا پیدا می‌کنند.
  • Die Umwandlung von Grünland in Bauland ist ein umstrittenes Thema.تبدیل زمین‌های کشاورزی به زمین‌های ساختمانی موضوعی بحث‌برانگیز است.