der Grünschnabel
تازهکار، بیتجربه، ناشی
Bedeutungen
1
اصطلاحی تحقیرآمیز یا طنزآمیز برای توصیف فردی که تازه کاری است، فاقد تجربه است و هنوز مهارتهای لازم را کسب نکرده است.
- Als Grünschnabel im neuen Job machte er viele Fehler.او به عنوان یک تازهکار در شغل جدید، اشتباهات زیادی مرتکب شد.
- Die älteren Kollegen neckten den Grünschnabel wegen seiner Unerfahrenheit.همکاران مسنتر، تازهکار را به خاطر بیتجربگیاش دست انداختند.
- Man muss dem Grünschnabel Zeit geben, sich einzuarbeiten.باید به تازهکار فرصت داد تا خودش را وفق دهد.