der Grünschnabel

Aussprache: /ˈɡʁyːnˌʃnaːbl̩/
Worttrennung: Grün·schna·bel
اسم

تازه‌کار، بی‌تجربه، ناشی

Bedeutungen

1

اصطلاحی تحقیرآمیز یا طنزآمیز برای توصیف فردی که تازه کاری است، فاقد تجربه است و هنوز مهارت‌های لازم را کسب نکرده است.

  • Als Grünschnabel im neuen Job machte er viele Fehler.او به عنوان یک تازه‌کار در شغل جدید، اشتباهات زیادی مرتکب شد.
  • Die älteren Kollegen neckten den Grünschnabel wegen seiner Unerfahrenheit.همکاران مسن‌تر، تازه‌کار را به خاطر بی‌تجربگی‌اش دست انداختند.
  • Man muss dem Grünschnabel Zeit geben, sich einzuarbeiten.باید به تازه‌کار فرصت داد تا خودش را وفق دهد.